گاهنوشتــــ های قاصدک

خط خطی های تنهایی های من

نامه ای از بابا لنگ دراز به جودی!

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.

دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...

جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.

هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.

پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

نتیجه تصویری برای نامه به بابا لنگ دراز

چقدر دوست داشتنیه این کارتون آخه !

بنظرم تو این دنیا همه به اندازه وسع دلشون از دنیا سهم میبرن

جودی هم مثل سیندرلا یا هرشخصیت کارتونی دیگه ای همینجوری بود ...

نظر شما چیه ؟



[ پنجشنبه 29 تیر 1396 ] [ 08:17 قبل از ظهر ] [ زهرا ] [ نظرات() ]