تاریخ : چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 | 12:50 بعد از ظهر | نویسنده : زهرا

سلام 


اینکه یهو غیبم میزنه و یهو برمیگردم از شگردهای من نیست ! درس هامه 
اما خب ... اردیبهشت باشه و من پست نذارم ... محاله !!
هیچ کجاااا وب نمیشه برای نوشتنم
پر از احساسه این کیبورد نازنینم ! تق تق صدا میده میگه بنویس دردتو 

..............
از تنهایی هام مینویسم از روزهایی که میگذرن و خودم نمیدونم چجوری 
راسته که خوشبختی ینی تو لحظه زندگی کردن ! و این خودش هنره خیلی هنره !!
لحظه های زیادی رو از دست دادم ، این یک سال پشت کنکوری واسه ارشد عذاب بود برام عذااااااااااب 
من عادت داشتم به محیط تحصیل این دوری برام خیلی سخت تموم شد 
چه روزهایی که بی بهانه اشک از چشمام جاری شدن و بی انگیزه تر از همیشه به فرداهام فکر کردم 
اما هیچ روزنه ای زیباتر از روزنه توکل بخدا و توسل به امام ها پیدا نکردم 
اردیبهشت امسالم با زیارت امام رضای مهربان شروع شد .. وقتی یهویی دعوتت میکنه بیشنر از سفر برنامه ریزی شده بهت میچسبه
درس میخونم و حالم بسی بهم میخورد از این کتابهای تکرای تست زده :| ولی فعلا مجبورم تا تیر ماه ادامه بدم و صبــــــــر پیشه کنم
تا ببینیم خدا چی میخواد که اون بهترینه 

از دوستای گلم که تو این مدت اومدن پیشم و فراموشم نکردن یک دنیا ممنونم
و ببخشید بابت گاه بودن و نبودن هایم