گاهنوشتــــ های قاصدک

خط خطی های تنهایی های من

چه زود "خیلی" دیر میشود

ای دنیاااا

دنیااااا چیکار داری میکنی...؟

مریم مهربون عینکیم که رفته بود امشب سعیده جوگندمیم و دختر خوشگلشم رفتن ؟؟....

خدایا خاطراتمون چی میشن؟

دلم بیقراره

چشمام پره

صبر میخوام برای خانواده ش همین

خاطرات پنجم دبستان، زنگای سیاحت

ای وای

دخترک مظلوم و مهربون و بیصدا....

خدایا مواظبشون باش

بی تابم... خیلی



[ شنبه 13 مرداد 1397 ] [ 11:57 بعد از ظهر ] [ زهرا ] [ نظرات() ]